صفى الدين محمد طارمى
143
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
او و رغبت او در دنيا به صحبت ايشان ، پس هلاك مىشود . و الدرجة الثانية : الزهد في الفضول ، و ما زاد على المسكة و البلاغ من القوت ، باغتنام التفرّغ إلى عمارة الوقت ، و حسم الجأش ، و التحلّي بحلية الأنبياء و الصدّيقين . « فضول » هر چيزى است كه فاضل باشد از قدر حاجت ؛ و بيان او چيزى است كه عطف كرده بر او به قولش كه « ما زاد على المسكة و البلاغ » ، و « من القوت » بيان « ما زاد » است . و « بلاغ » و « بلغة » كفاف است ؛ يعنى چيزى كه مىرسد به او حاجت در سدّ رمق . و « باء » در « باغتنام » از براى سببيت است ؛ يعنى بايد كه غنيمت داند به ترك فضول فارغ شدن را به سوى چيزى كه او مهمّ است ، از عمارت وقت به مشغول شدن به حضور و مراقبه . و « حسم جأش » يعنى قطع اضطراب از قلب ، به سكون به خداى تعالى و جمع همّت . زيرا كه اگر باقى بماند در او ميلى به دنيا ، هرآينه مضطرب مىشود خاطر . - [ پس ] گاهى ميل مىكند به دنيا ، [ و ] گاهى به حقّ - و زائل مىشود جمعيّت . و اصل « جأش » اضطراب است ؛ و گاهى اطلاق مىشود بر قلب مضطرب . و « تحلّى به حليهء انبيا و صدّيقين » تشبّه است به « 1 » ايشان در وصف ، و اقتداى به ايشان در طريقت ؛ چرا كه ايشان همه تزهّد نموده و زهد ورزيدهاند در دنيا ، حتّى ابراهيم و سليمان عليهما السّلام و غير ايشان از كسانى كه نزديك شده بود از براى ايشان دنيا از ايشان ؛ به درستى كه ايشان با كثرت اموالشان زهد نمودهاند در دنيا به قلوب ، به قطع تعلّق از دنيا .
--> ( 1 ) . اصل : با .